بخش ۲۰
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید خدایا در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را بر آب و آتش برهم آمیزی ای بخت ما از دوست رستخیزی
من چه دانستم که دود آتش داغ است من پنداشتم که هرجاآتشی است چراغ است من چه دانستم که در دوستی کشته را گناه است و قاضی خصم را پناه است من چه دانستم که حیرت راه وصال تو است و تو را آنکس بیشتر جوید که غرق جمال تو است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş