بخش ۴
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید خدایا نمی توانیم این کار را بی تو به سر بریم نه زهره آن داریم که از تو به سر بریم هرگه که پنداریم رسیدیم از حیرت شما روا گردیم
خدایا کجا باز یابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم تا باز بآنروز رسیم میان آتش ودودیم اگر به دو گیتی آن روز یابیم برسودیم ور نه بود خود را به نبود خود شنودیم
انعمت علیهم به اسلام وسنت در هم بست که تا هر دو بهم نشنوند بنده را استقامت دین نبود که اسلام بی سنت نیست و هرچه نه با سنت است آن دین حق نیست از این جا است که پیغمبر گفت گفتار نیک بسته به کردار نیک است و هر دو بسته به نیت است و هر سه بسته به موافقت باسنت است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş