بخش ۴۱
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید من چه دانستم که مادر شادی رنج است و در زیر ناکامی هزار گنج من چه دانستم که آرزو برید وصال است و در سایه ابر هستی نومیدی محال من چه دانستم که خداوند چنان بنده نواز است و دوستان را بر او چنین ناز است من چه دانستم که من می جویم میان روح است و عز وصال تو مرا فتوح
اندر همه عمر من شبی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح
پرسید ز من که چون شدی ای مجروح
گفتم که ز عشق تو همین بود فتوح
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş