بخش ۴۲
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید ای مسکین اگر نتوانی که به او تقرب جویی باری به دل اولیاش تقرب جوی که وی بر دل ایشان اطلاع کند هر که را در دل ایشان بیند وی را به دوستی گیرد نه بینی که مصطفی باضعفاء مهاجران بنشستی وخود را در ایشان شمردی و سپاس خدای را بجای آوردی که خداوند او را مأمور کرده که با ضعیفان امت بنشیند و تحمل و بردباری با ایشان نماید
خداوندا تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز جفا چه آید تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید خداوندا ما را بر پیروزی بر نفس خویش به واسطه ضعف و ناتوانی انکار کردی دلیری و شوخی ما را هم از جهل انکار کن خداوندا تو ما را برگرفتی وکس نگفت که بردار اکنون که برگرفتی وامگذار و در سایه لطف و عنایت خود وامیدار خدایا
گر آب دهی نهال خود کاشته ای
ور پست کنی بنا خود افراشته ای
من بنده همانم که تو پنداشته ای
از دست میفکنم چو برداشته ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş