بخش ۷۹
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید الهی این چه بتر بدتر روزیست ترسم که مرا از تو جز حسرت نه روزی است خدایا می لرزم از آنکه نه ارزم چه سازم جز آنکه میسوزم تا از این افتادگی برخیزم خداوندا از بخت خود چون پرهیزم و از بودنی کجا گریزم و تا چاره را چه آمیزم و در هامون کجا گریزم کریما دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم نیارم گفت که این همه چرا بهره من نه دست رسد مرا به معدن چاره من
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş