بخش ۶۸ - عطاء سلیمان

خ خواجه عبدالله انصاری
0 Altın Yaprak
از زهاد بصره است سید وقت بیمار بود در آفتاب خفته بود او را گفتند چرا در سایه نمی آیی گفت می خواهم که با سایه آیم اما ترسم مرا گوید کی در راحت نفس خود گام برگرفتی شیخ الاسلام گفت که سباع موصلی گوید کی داود گفت خداوندا مرا گفتی دست و پای وروی بشوی خدمت را کنون با صحبت می خوانی دل من چه چیز بشوید گفت الهموم الاحزان تیمار و اندوه شیخ الاسلام گفت که درین طریق ازین منزل چاره نیست و همه چیز از چون خویشتنی زاید مگر شادی که از اندوه زاید و گفت این کار را بها نیست یعنی صحبت صحبت حق را اگر بودی آن بها ناکامی و رنج بودی وانشد ان حزنی فیک حزن عجب ولدته فیک امات الفرج شیخ الاسلام گفت کی خالد معدان گوید که هر کس را بیرایه بود و هرکس که بیرایه او تنگ تر و صاف تر بود دوستر بود و بیرایه ملک تعالی دلهای دوستان اوست هر دل که تنگ تر و صاف تر الله آنرا دوسترخضر گفت با موسی چون از وی بازگشت گفت دل بیرایه است نگراز چه پر می کنی شیخ الاسلام گفت کی وقتی بومعشر معروف بن احمد الزاهد مات سنه اربع و سبعین فی ربیع الاول بباشان در مسجد بود که ناگاه پیری فرا سر او آمد پیر با هیبت و بها ویرا گفت چه نامی گفت معروف گفت اوست و عارف بنده و معرفت میان بنده و او دل بیرایه است نگر که در بیرایه چه می کنی این بگفت و برفت با جعفر فقیه و بزرگان متفق شدند که وی خضر بود شیخ الاسلام گفت که بورجا عطاردی گفت کی ابراهیم را به آتش انداختند الله تعالی گفت آتش را ارتو او را ببازای بعزت من که در وقت بآتش مهین فرستم آتش بیفتد بی هوش سه شبانه روز چون با کار آمد گفت آتش مهین کدامست گفت آن آتش که در دل دوستان منست شیخ الاسلام گفت کی ببهانه آن آتش نسوخته هم آن نسوختن هیبت بمانده و هوش آتش تف آنست و هوش آب نم آنست و هوش هر چیز قوام آنست شیخ الاسلام گفت که بوطیب خراشی گفته عکی باندلس که دوزخ گفت فرا الله تعالی که گر من در تو عاصی شدید تو با من چه کردید گفت ترا بسوختید بآتش سوزنده تر از تو گفت خداوندا آن چه آتش است گفت آنکه در دل دوستان منست شیخ الاسلام گفت که عارف آمد ویرا بنفس دریافت ویرا نه بمسافت جوی که عزت تو رد کند بتقرب نیاز جوی تا کرم ترا بار دهد شیخ الاسلام گفت که اسماعیل عباد گفت آن شب کی بتوایم صاعقه بارد

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.