بخش ۷۵ - بوعبید بسری
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
نام وی محمد بن حسانست بوعبدالله جلا گوید لقیت ستمایه شیخ ما رایت منهم مثل اربعة ذوالنون المصری و اباتراب النخشبی و اباعبید البسری و ابوالعباس عطا٭ بوعثمان آدمی٭ گویدکی چون پیشین روز رمضان درآمدی بوعبید بسری در خانه شدی وزن و اهل را گفتی که در خانه برآورید و سوراخ بگذارید و هر شبی نانی اینجا فرو می اندازید چون روز عید بود در خانه باز کردندی و در خانه شدندی هم چنان آن سی نان برجا بودی و در زاویه نهاده همه ماه نه نان خورد و آب بر یک طهارت و بر یک طهارت و بر یک نماز بوعبید گفت صدق المحبة بطاعة المحبوب هم وی گفت ان الله تعالی عبدا ینظرون فی بدایاتهم الی نهایاتهم گفت الله تعالی را دوستان اند کی در اول آخر این کار بینند و این بوعبید مردی بزرگ است
شیخ الاسلام گفت قدس الله روحه در مقامات خود از کس حکایت نکند مگر بر سر مقامات و بنای آن ازین سه چهار تن خضر و دیگر ذوالنون مصری و بوعبید بسری و بوبکر کتانی رحمهم الله٭
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş