بخش ۴۳ - بوعمر واکاف
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
بوده باندلس جنید دیده بود شیخ الاسلام گفت که بوبکر قبانی مرا گفت که بوعمر واکاف گفت که بوعمر واکاف گفت که از جنید پرسیدندکی فقرمه یاغنا گفت الفضل فی التقی لا فی فقر و لاغنی
بوعمر و مروزی را گفتند کی ما برچه فراهم آییم گفت برتواصی که یکدیگر را پند دهید و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بوعمر وزجاجی٭ گوید ار بشریة من ذره کم شود دوستر ازان دارم کی بر آب بروم شیخ الاسلام گفت کی بوعمر و نوقاتی گفت در کتاب محبة الظراف شق الذیل من هیجان الطرب و شق الجیب من غلیان الکرب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş