مناجات شمارهٔ ۱۷۷
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی تو جانها اسیر پیغام تو عارف افتاده بدام تو مشتاقان مست مهر از از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی برید دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفروصال فرخنده گهی در حیرت شهود مکاشف جلال گهی در بحر وجود غرقه لطف و جمال
در عشق تو من کیم که در منزل من
از وصل رخت گلی دمد بر گل من
این بس نبود ز عشق تو حاصل من
کاراسته وصل تو باشد دل من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş