مناجات شمارهٔ ۲۱۶
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم روز بروز بر زیانم چون منی چون بود چنانم و از نگریستن در تاریکی بفغانم که بر هیچ چیز هست ما ندانند چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم پس چون من کیست که آنروز به بینم پس ور به بینم فدایی آنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş