میدان پنجاه و هشتم غیرت است
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
از میدان حرمت میدان غیرت زاید غیرت رشکست بر چیزی که غیر آن بجای آن چیز نیست و آن سه چیزست عمرست و دلاست و وقت است اما عمر دوکانست و خرد پیرایه و دین مایه و مؤمن بازرگان و هرچه از عمر گذشت تاوانست یا درمان و آن نفس که در آنیم یا تحفه است یا داغ و آنچه از عمر مانده است یا زهرست یا تریاق و دل خزینه مردست و شیطان دشمن و مراقبت قفل آن و مؤمن محتاج هر چه از نفس می کاهد در دل می افزاید و هرچه در دنیا می زاید از قیمت می کاهد و هرچه در دعوی می افزاید از مایه می کاهد وقت مرد ساعت غیبت مردست از خود هر آنکه آنرا بر مرد بپوشاند یا ببرد دشمن ترست ویرا از قاتل وی و هرکه آنرا بر وی تقویت کند بر وی گرامی ترست از زاینده وی وقت بر خداوند وقت گرامی ترست از دو جهان وی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş