میدان شصت و نهم توحیدست
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
از میدان غربت میدان توحید زاید توحید یکتا گفتن است و یکتا دیدن و یکتا دانستن قوله تعالی فاعلم انه لا اله الا الله اما یکتا گفتن سر همه علمهاست و در همه معرفت دنیا و دین و حاجز میان دوست و دشمن شهادت علمست و اخلاص بنای آن و وفا شرط آن
و گفتار توحید را و ظاهر آنرا و باطن آنرا سه وصفست اول گواهی دادن اله تعالی را بیگانگی در ذات و پاکی از جفت و فرزند و انباز و یار سسبحانه و تعالی و دیگر گواهی دادن الله را بیکتایی در صفتها که در آن بی شبه است و آن ویرا صفت است نامعقول کیف آن نامفهوم و ما محاط و نامحدود و دور از اوهام و در آن نام نه مشارک و نه مشابه سبحانه و تعالی سیم گواهی دادن است الله را بیکتایی بنامها حقیقی ازلی که نامها ویرا حقیقتست و دیگر آنرا عاریتی آفریده ویرا هم نام هست آنچه نام ویست آن نام ویرا حیقتست قدیم ازلی و سزای وی و آنچه نامهای خلقانست آفریده است محدث بسزای ایشان الله و رحمن نامهای ویست که بدان نامها کسی دیگر را نخوانند
و اما یکتا دیدن وی در اقرارست و در آلا و اما یکتایی در اقرار آنست که بنهادن قدرها متوحدست یگانه بعلم واسع ازلی و حکمت واسع ازلی و کس را جز از وی علم آن و حکمت آن نیست دیدن آن بر حکمت است و راست دانستن آن بر حیرتست و پیش بردن آن بر قدرتست کس را جز وی آن نیست و اما یکتایی وی در اقسام بخششهای ویست بخودی خود میان خلق بسزای قدر هرکس دیده بصلاح هرکس دانسته و وقت نگاه داشته و اما یکتایی در آلای وی بیگانگی ویست معطی ویست و یکتا نه کس را جز از وی شکر و منت و نه بکس جز از وی حول و قوت نه دیگری را جز از وی منع و محنت
اما یکتا دانستن در خدمتست و در معاملتست و در همتست اما در خدمت ترک ریاست و رعایت اخلاص و ضبط خاطر اما در معاملت تصفیت سرشت و تحقیق ذکر و دوام اعتماد و اما در همت کم کردن هر چه جز از وی و فراموش کردن هر چه جز از وی و بازرستن به آزادی دل از هر چه جز از وی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş