شمارهٔ ۱۲۳
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی تابنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست کیسه تهی و باد پیماست این کار پیش از آدم و حواست و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود به جفاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş