شمارهٔ ۱۴
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی ای سزای کرم و ای نوازنده عالم نه بآخر شادیست نه بایاد تو غم خصمی و شفیعی و گواهی و حکم
الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی درویشان را غم و اندوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان کنی درمانده کنی و خود درمان کنی از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوان کنی و بفردوس او را میهمان کنی مجلسش روضه رضوان کنی ناخوردن گندم با وی پیمان کنی و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی آنگه او را زندان کنی و سالها گریان کنی جباری تو کار جباران کنی خداوندی تو کار خداوندان کنی تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş