شمارهٔ ۱۸۱
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
خداوندا گفتار تو راحت دل است و دیدار تو زندگی جان زبان بیاد تو نازد و دل به مهر و جان به عیان الهی اگر تو فضل کنی دیگران چه داد و چه بیداد و اگر تو عدل کنی فضل دیگران چون باد خداوندا آنچه من از تو دیدم دو گیتی بیاراید شگفت آنکه جان من از تو نمی آید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş