شمارهٔ ۲۱۲
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است مبارک باد که مرا این همه درد در خورد است بیچاره آن کس که از این درد فرداست حقا که هر کس بدین دردو ننازد ناجوانمرد است
من گریه به خنده در همی پیوندم
پنهان گریم به آشکارا خندم
ای دوست گمان مبر که من خرسندم
آگاه نه ای که چون نیازمندم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş