شمارهٔ ۲۵۷
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است وگر جان در سر دوستی کرد شاید که دوست را بجای جان است غرق شده آب نه بیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş