شمارهٔ ۲۸
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
اند رهمه عمر من شبی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح
پرسید ز من که چون شدی ای مجروح
گفتم که ز عشق تو همین بود فتوح
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş