این نسخه ز گفته بلند اقبال است مطبوع وپسندیده اهل حال است گرچه سخن از بلبل وگل گفته ولی عیبش منما که احسن الاقوال است…
کن احسان که انسان عبیدت شود اگر روز قتل است عیدت شود به احسان توان خلق رابنده کرد به احسان توان مرده را زنده کرد…
گل از بلبل از بس که در خنده شد ز خود بلبل زار شرمنده شد به بلبل بگفت ار به من عاشقی اگر من چو عذار تو چون وامقی…
الهی بزرگی بزرگی نما همی رحم و رأفت بفرما به ما نداریم چیزی جز اعمال زشت چه زشتیم وخواهیم حور وبهشت…
اگر درحقیقت کسی عاشق است به عذرا عذاری دلش وامق است نیاید به جز دلبرش در نظر نه سر داند از پا نه پا را ز سر…
روایت است که چون ماند سیدالشهدا میان قوم ستم پیشه بی کس وتنها به جا نماند ز یاران او کس دیگر به جز جوان دو نه ساله اش علی اکبر…
مپندار جسم تو چون خاک شد زلوح جهان اسم تو پاک شد مپندار چون رفتی از اینجهان نمانددگر از تونام ونشان…
دلا حاجت خود بردوست بر که مأیوسی آرد زجای دگر روا نیست حاجت به کس بردنت که باشد نکوتر از او مردنت…
دلبر من با رخ چون آفتاب نیمشب آمد بر من بی نقاب طره او ریخته بر دوش او شد دل وجان واله و مدهوش او…
چنان بلبل ازحرف گل رنجه شد که گفتی گرفتار اشکنجه شد گمان کرد کو راتمسخر نمود دمادم به افغان وغوغا فزود…
بتر ازطمع نیست در روزگار طمع مردرا میکند خوا روزار کسی را که نبود طمع در جهان بگو رخش عزت به گردون جهان…
عشق دانی چیست ترک آرزوست بلکه ترک دل که منزلگاه اوست عقل اگر داری مشو از عشق دور انه مفتاح ابواب السرور…
به بلبل چنین گفت پس فاخته که ای پیش گل جان ودل باخته اگر چه حدیث از رسول خداست که غیبت گناهش بتر از زناست…
اگر دلبری هست سرومن است که با من شب وروز در گلشن است ندارد به جز من نظر سوی کس نمی گردد از من جدا یک نفس…
کسی را که ایزد نماید امیر بباید شود دستگیر فقیر نگردد دلش بد ز کردار بد به داد ضعیفان مسکین رسد…
15 / 754 gösteriliyor