بخش ۶ - در آفرینشِ ماه
ا ابوالقاسم فردوسی
0
Altın Yaprak
چراغ است مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیش تر
تو را روشنایی دهد بیش تر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریک تر
به خورشید تابنده نزدیک تر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş