شمارهٔ ۹۹
ف فضولی بغدادی
0
Altın Yaprak
به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
چه سود روزی اگر نیز هست ماهی نیست
جفاست از تو همیشه مراد من نه وفا
که گاه گاهی اگر هست گاه گاهی نیست
چگونه جانب مسجد روم به میخانه
ز کوی عشق به ملک صلاح راهی نیست
ز جاه و منصب عالم فراغتی دارم
به جز فتادگی ام منصبی و جاهی نیست
نکوترین رقم بر صحیفه هستی
درین که صورت خوب است اشتباهی نیست
چه نخل گویمت ای گلبن حدیقه حسن
که حاصلم ز تو جز ناله و آهی نیست
ز ظلم پیش که نالد فضولی مسکین
درین دیار چو غیر از تو پادشاهی نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş