ق

قوامی رازی

120 poemas

0 Hoja de Oro

poemas de قوامی رازی

Ayuda de búsqueda

ای ز رفعت رشگ و درد آسمان دست جاهت پایمرد آسمان سایه تو هم عنان آفتاب پایه تو هم نبرد آسمان…

مکن دین در سر دنیا ز خودرایی و نادانی که این اقطاع شیطانی است و آن املاک یزدانی درین ویرانه دیوان بی فرمان فرو منشین که تا خود را در آن ایوان سلیمان وار بنشانی…

مرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهد تابدین در علم دارووار او درمان دهد هرکه منبر جز علی را سازد او باشد چو آن کس که مصحف را به دست کودک نادان دهد…

1

مرکب اقبال را زین کرده ای نصرت ملک از پی دین کرده ای آسمان ملک را از روی و لفظ تاوگاه ماه و پروین کرده ای…

mostrando 15 de 120

Usamos cookies para ofrecerte una mejor lectura. Tus datos se tratan conforme al RGPD y a la ley turca de protección de datos; puedes cambiar cuándo quieras qué cookies permites.