ای ز رفعت رشگ و درد آسمان دست جاهت پایمرد آسمان سایه تو هم عنان آفتاب پایه تو هم نبرد آسمان…
نماند است در چشم من روشنایی که افتاد با پیریم آشنایی ز پیری چرا گشت تاریک چشمم اگر آشنایی بود روشنایی…
روزی دهی که بر دو جهان است پادشا نظاره گاه او است دل مرد پارسا آن پادشا که خدمت درگاه طاعتش تکلیف انبیا شد و تشریف اولیا…
ای شده عمر تو ضایع در تمنای محال تا نگردانی نیت بر تو نگردانند حال حال گردان ایزدست احوال دان ایزدپرست کی جلالت یابد آن کو نیست مرد ذوالجلال…
مکن دین در سر دنیا ز خودرایی و نادانی که این اقطاع شیطانی است و آن املاک یزدانی درین ویرانه دیوان بی فرمان فرو منشین که تا خود را در آن ایوان سلیمان وار بنشانی…
پس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشد به زهد و موعظت گفتن خدا بر من گواباشد همی بر خویشتن گیرم گوا آن پادشاهی را که در ملکش نوای مرغ تسبیح و دعا باشد…
پروردگار عالمیان است کردگار هژده هزار عالم را آفریدگار روزی ده خلایق و دارنده جهان داننده نهان و خداوند آشکار…
مرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهد تابدین در علم دارووار او درمان دهد هرکه منبر جز علی را سازد او باشد چو آن کس که مصحف را به دست کودک نادان دهد…
عزیزا چند رنگارنگ این دور جهان بینی ز دور چرخ در گیتی بهاران و خزان بینی درین آفت سرا بودن هلاک جان و تن باشد اگر گویی به ترک آن نجات جاودان بینی…
عمرها کوتاه گشتست ای عزیزان زینهار حسبة لله که پیش از مرگ دریابید کار روزگار از دست ضایع گشت بردارید پای کاروان شهر بیرون رفت بربندید بار…
چهار دار امام ای پسر ولی سه چهار کزین دوازده یابی بهشت جنت بار من از دوازده نازم تو از چهار ای دوست کنون بباید هان ساختن به هم ناچار…
مرکب اقبال را زین کرده ای نصرت ملک از پی دین کرده ای آسمان ملک را از روی و لفظ تاوگاه ماه و پروین کرده ای…
روز دهم ز ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی هرگز مباد روز چو عاشور در جهان کان روز بود قتل شهیدان به کربلا…
هرکه زین در نشانه ای یابد چون شود بی نشان نشان او راست گرتو جویی عیار این ابرار از در مصطفات آید راست…
تا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتن اعتقاد اهرمن در حق یزدان داشتن در وفای فتنه گوش عافیت برپیختن در هوای نفس چشم عقل حیران داشتن…
15 / 120 gösteriliyor