شمارهٔ ۷۵
ح حافظ شیرازی
0
Altın Yaprak
نصیب من چو خرابات کرده است اله
در این میانه بگو زاهدا مرا چه گناه
کسی که در ازلش جام می نصیب افتاد
چرا به حشر کنند این گناه از او در خواه
بگو به زاهد سالوس خرقه پوش دو روی
که دست زرق دراز است و آستین کوتاه
تو خرقه را ز برای ریا همی پوشی
که تا به زرق بری بندگان حق از راه
غلام همت رندان بی سروپایم
که هر دو کون نیارزد به پیششان یک کاه
مراد من ز خرابات چون که حاصل شد
دلم ز مدرسه و خانقاه گشت سیاه
برو گدای در هر گدای شو حافظ
تو این مراد نیابی مگر به شیء اللٰه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş