کی سپزگی کشیدمی ز رقیب گر بدی یار مهربان با من
Farsça
Farsça
این قطعه در لباب الباب عوفی به حنظله منتسب شده است یارم سپند اگر چه بر آتش همی فگند از بهر چشم تا نرسد مر ورا گزند او را سپند و آتش ناید همی به کار…
Farsça
این قطعه در چهارمقاله نظامی عروضی ذیل حکایتی از قول احمد بن عبدالله خجستانی از دیوان حنظله بادغیسی نقل شده است مهتری گر به کام شیر در است رو خطر کن ز کام شیر بجوی یا بزرگی و عز و ن…
1