بخش ۳ - فصل
ع علی بن عثمان هجویری
0
Altın Yaprak
ذوالنون مصری گوید توبة العوام من الذنوب و توبة الخواص من الغفلة
توبه عام از گناه باشد و توبه خاص از غفلت از آن چه عام را از ظاهر حال پرسند و خواص را از تحقیق معاملت از آن چه غفلت مر عوام را نعمت است و مر خواص را حجاب
ابوحفص حداد رحمه الله گوید لیس للعبد فی التوبة شیء لان التوبة إلیه لامنه از توبه به بنده هیچ چیز نیست از آن چه توبه از حق به بنده است نه از بنده به حق و بدین قول باید تا توبه مکتسب بنده نباشد که موهبه ای بود از مواهب حق سبحانه و تعالی و تعلق این قول به مذهب جنید باشد
و ابوالحسن بوشنجه رضی الله عنه گوید در توبه إذا ذکرت الذنب ثم لاتجد حلاوة عند ذکره فهو التوبة
چون گناه را یاد کنی و از یاد کردن آن در دل لذتی نیابی آن توبه باشد از آن چه ذکر معصیت یا به حسرتی بود یا به ارادتی چون کسی به حسرت و ندامت معصیت خود یاد کند تایب باشد و هر که به ارادت معصیت یاد کند عاصی باشد از آن چه در فعل معصیت چندان آفت نباشد که اندر ارادت آن از آن که فعل آن یک زمان بود و ارادتش همیشه پس آن که یک ساعت به تن با معصیت بود نه چنان باشد که روز و شب به دل با آن صحبت کند
ذوالنون مصری گوید رحمة الله علیه التوبة توبتان توبة الإنابة و توبة الإستجابة فتوبة الإنابة دن یتوب العبد خوفا من عقوبته و توبة الإستجابة أن یتوب حیاء من کرمه
توبه دو گونه باشد یکی توبه انابت و دیگر توبه استجابت توبه انابت آن بود که بنده توبه کند از خوف عقوبت خدای عز و جل و توبه استجابت آن که توبه کند از شرم کرم خدای عز و جل توبه خوف از کشف جلال بود و از آن حیا از نظاره جمال پس یکی در جلال از آتش خوف وی می سوزد و یکی اندر جمال از نور حیا می فروزد یکی از این دو سکران بود و دیگری مدهوش اهل حیا اصحاب سکر بوند واهل خوف اصحاب صحوصحو
و سخن اندر این دراز است من کوتاه کردم خوف تطویل را و بالله العون و العصمة و حسبنا الله و نعم الرفیق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş