بخش ۱ - باب آدابهم فی الأکل

ع علی بن عثمان هجویری
0 Altın Yaprak
بدان که آدمی را از أکل چاره نیست که اقامت تألیف طبایع جز به طعام و شراب نیست اما شرط مروت آن است که اندر آن مبالغت نکند و روز و شب خود را در اندیشه آن مشغول نگرداند شافعی گوید رحمة الله علیه من کان همته مایدخل فی جوفه فان قیمته مایخرج منه و مر مرید حق را هیچ چیز مضرتر از خوردن بسیار نیست و پیش از این اندر این کتاب اندر باب الجوع طرفی از این معنی گفته ام اما این جا این مقدار اندر خور می باشد و اندر حکایات یافتم که ابویزید را رضی الله عنه پرسیدند که چرا تو مدح گرسنگی بسیار گویی گفت آری اگر فرعون گرسنه بودی هرگز انا ربکم الاعلی ۲۴/النازعات نگفتی و اگر قارون گرسنه بودی یاغی نگشتی و ثعلبه تا گرسنه بود به همه زبان ها ستوده بود چون سیر شد نفاق ظاهر کرد و قال الله تعالی والذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأکل الأنعام و النار مثوی لهم۱۲/محمد و سهل بن عبدالله رضی الله عنه گفت شکم پر از خمر حرام دوست تر دارم که پر از طعام حلال گفتند چرا گفت از برای آن که چون شکم پر از خمر بود عقل بیارامد و آتش شهوت بمیرد و خلق از دست و زبان وی ایمن شوند اما چون پر طعام حلال بود فضول آرزو کند و شهوت قوت گیرد و نفس به طلب نصیب های خود سر برآرد و گفته اند مشایخ در صفت ایشان که أکلهم کأکل المرضی و نومه کنوم الغرقی خوردنشان چون از آن بیماران بود و خوابشان چون خواب غرقه شدگان پس شرط آداب اکل آن است که تنها نخورند و ایثار کنند مر یک دیگر را لقوله علیه السلام شر الناس من أکل وحده وضرب عبده ومنع رفده چون بر سفره نشینند خاموش نباشند و ابتدا به نام خدای کنند و حدیثی نگویند از نهاد و برداشت که اصحاب را از آن کراهیت آید و لقمه اول بر نمک زنند و مر رفیق خود را انصاف دهند و سهل بن عبدالله را پرسیدند از معنی إن الله یأمر بالعدل و الإحسان ۹۰/ النحل گفت عدل آن بود که انصاف رفیق اندر لقمه بدهد و احسان آن که وی را بدان لقمه اولی تر از خود داند و شیخ من رضی الله عنه گفتی که عجب دارم از آن مدعی که گوید من به ترک دنیا گفته ام و اندر اندیشه لقمه باشد آنگاه باید که طعام به دست راست خورد و جز اندر لقمه خود ننگرد ودر طعام خوردن آب کمتر خورد مگر اندر حال تشنگی صادق و چون بخورد اندک خورد چندان که جگرتر شود و لقمه بزرگ نکند و خرد بخاید و شتاب نکند که از این چیزها بیم تخمه ها بود و مخالفت سنت و چون از طعام فارغ شود حمد گوید و دست بشوید و اگر از میان جماعت دو یا سه کس یا بیشتر پنهان جماعت به دعوتی شوند و چیزی خورند بعضی از مشایخ گفته اند که آن حرام باشد و اندر صحبت کردن خیانت بود اولیک مایأکلون فی بطونهم إلا النار ۱۷۴/البقره و گروهی گفته اند که چون جماعتی باشند بر موافقت یک دیگر روا باشد و گروهی گفته اند که اگر یک کس باشد هم روا باشد که وی را انصاف نه در حال وحدت می باید داد که اندر حال صحبت می باید داد چون تنها باشد حکم صحبت یک ساعته از وی برخیزد و بدان مأخوذ نباشد و مهم ترین اصلی اندر این مذهب آن است که دعوت درویشی را رد نکند و دعوت دنیاداری نرود و طعام ایشان را اجابت نکند و از ایشان چیزی اندر نخواهد که اندر آن وهنی باشد مر طریقت را از آن چه اهل دنیا محرم نیند مر درویشان را و در جمله مرد به کثرت متاع دنیا دار نباشد و به قلت آن درویش نه که هر که به تفضیل فقر بر غنا مقر بود وی دنیادار نباشد اگرچه ملکی باشد و هر که منکر بود دنیادار بود اگرچه مضطری بود و چون به دعوت حاضر شد به چیزی خوردن و ناخوردن تکلف نکند بر حکم وقت برود و چون صاحب دعوت محرم باشد روا بود که متأهلی زله ای برگیرد و اگر نامحرم بود به خانه وی رفتن روا نبود اما همه وقت زله ناکردن اولی تر باشد که سهل بن عبدالله رضی الله عنه گوید الزلة زلة زله زلت بود و الله اعلم بالصواب

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.