بخش ۱ - باب الرّقص
ع علی بن عثمان هجویری
0
Altın Yaprak
بدان که اندر شریعت و طریقت مر رقص را هیچ اصلی نیست از آن چه آن لهو بود به اتفاق همه عقلا چون به جد باشد و چون به هزل بود لغوی و هیچ کس از مشایخ آن را نستوده است و اندر آن غلو نکرده و هر اثر که اهل حشو اندر آن بیارند آن همه باطل بود و چون حرکات وجدی و معاملات اهل تواجد بدان مانند بوده است گروهی از اهل هزل بدان تقلید کرده اند و اندر آن غالی شده و از آن مذهبی ساخته و من دیدم از عوام گروهی می پنداشتند که مذهب تصوف جز این نیست آن بر دست گرفتند و گروهی اصل آن را منکر شدند
و در جمله پای بازی شرعا و عقلا زشت باشد از اجهل مردمان و محال بود که افضل مردمان آن کنند
اما چون خفتی مر دل را پدیدار آید و خفقانی بر سر سلطان شود وقت قوت گیرد حال اضطراب خود پیدا کند ترتیب و رسوم برخیزد آن اضطراب که پدیدار آید نه رقص باشد و نه پای بازی و نه طبع پروردن که جان گداختن بود و سخت دور افتد آن کس از طریق صواب که آن را رقص خواند و دورتر آن کس که حالتی را که از حق بی اختیار وی نیاید وی به حرکت آن را به خود کشد و حالت حق نام کند آن حالت که وارد حق است چیزی است که به نطق بیان نتوان کرد من لم یذق لایدری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş