بخش ۱۵
ج جامی
0
Altın Yaprak
اعرابی تهنیت قدوم کریمی از رؤسای عرب را قصیده ای گفت و بر وی خواند و در آخر گفت
امدد الی یدا تعود بطنها
بذل النوال و ظهرها التقبیلا
یعنی دراز کن به سوی من دستی را که کف وی عادت کرده است به بخشش زر و مال و پشت او به تقبیل اهل حاجت و سؤال آن کریم دست به سوی وی دراز کرد چون ببوسید بر وجه طیبت گفت موهای لب تو دست مرا بخراشید
اعرابی گفت پنجه شیر ژیان را از خار درشت خارپشت چه زیان آن کریم را این کلمه بسیار خوش آمد گفت که این کلمه پیش من از آن قصیده خوشتر است بفرمود تا وی را در برابر قصیده هزار درم دادند و در برابر آن کلمه سه هزار درم
آن را که به مدحت ز فلک سرگذرانید
چون نیست سخندان بود از جمله فروتر
دانی که سخندان که بود آن که بداند
به را ز نکو باز و نکو را ز نکوتر
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş