بخش ۱۲ - اشارت به وجود ملائکه
ج جامی
0
Altın Yaprak
زانچه از علم آمده به عیان
صنف اول صف ملایکه دان
بندگانند جمله فرمانبر
ناکشیده به کفر و عصیان سر
متصف نی به مادگی و نری
وز زناشوهری همیشه بری
همه از وصمت عناد مصون
مستقر در مقام لایعصون
بعضی اندر شهود حق دایم
در جمال و کمال او هایم
بی خبر زانکه در نشیمن بود
عالمی هست و آدمی موجود
دیده بر غیر حق نیندازند
با خود و غیر خود نپردازند
قسم دیگر مدبر اشباح
متصرف در آن صباح و رواح
کرده هر یک به موجب تقدیر
در هیاکل تصرف و تدبیر
گردش آسمان از ایشان است
جنبش جسم و جان از ایشان است
نفتد قطره ای نم باران
ز ابر بر شهر و دشت و کهساران
که نه با آن فرشته ای آید
کش بر آنجا برد که می باید
ندمد برگ تازه ای از شاخ
در چمن ها و بیشه های فراخ
که نه جمعی فرشته را به مثل
باشد اندر وجود آن مدخل
از ملایک چهار مشهورند
که به اسماء خویش مذکورند
وحی تنزیل کار جبریل است
نفخ در صور از سرافیل است
کافل رزقهاست میکاییل
قابض روحهاست عزراییل
چار دیگر موکل بشرند
که نویسندگان خیر و شرند
دو به روزند با وی و دو به شام
بر یمین و یسار کرده مقام
کاتب الخیر آن یکی ز یمین
شر و عصیان رقم زند دومین
می توانند پیش چشم بشر
که نمایند خویش را به صور
خاصه در چشم هادیان سبل
از اولواالعزم و انبیا و رسل
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş