شمارهٔ ۱۱۲
ج جامی
0
Altın Yaprak
چون تو ماهی در همه آفاق نیست
بی تو بودن طاقت عشاق نیست
شوق خود را چون دهم تسکین به صبر
صبر کار عاشق مشتاق نیست
هیچ شکلی زیر این نیلی رواق
چون مقوس ابروانت طاق نیست
دفتر گل را زدم بر هم چو باد
حرفی از حسنت درآن اوراق نیست
مستحق وصلم و محروم ازان
موجب حرمان جز استحقاق نیست
هجر فرسوده نخواهد جز وصال
چاره مسموم جز تریاق نیست
عشق را تا نام دریا کرده اید
کام جامی زو جز استغراق نیست
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş