شمارهٔ ۱۸۶
ج جامی
0
Altın Yaprak
تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس
نازنینان چمن راست نظر بر نرگس
گر به مستانه دو چشمت کنم او را نسبت
کند از گریه شادی مژه ها تر نرگس
در تماشای چمن چشم تو هر جا که فتد
مست چشم تو برآرد ز زمین سر نرگس
بزم عشرت به سر سبزه و گل کش که شوند
جام بزم تو یکی لاله و دیگر نرگس
چون به بالای تو ماند به هزاران سوزن
دوخت دیده به تماشای صنوبر نرگس
در چمن هر سحر از شوق توأم پیچیده
گاه در سنبل سیراب و گهی در نرگس
وصف خط سیهت خوانده ام از هر سنبل
شیوه چشم خوشت دیده ام از هر نرگس
جامی احسنت که از بهر سواد غزلت
کرده از ساق و ورق خامه و دفتر نرگس
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş