شمارهٔ ۷۰
ج جامی
0
Altın Yaprak
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
گلگون می درآر به میدان کنون که هست
رخش سپهر و توسن ایام رام ما
آن ترک را به یک دو قدح مست کن چنان
کز گردش زمانه کشد انتقام ما
آورد آب رفته به جو باغ حسن را
سرو بلند قامت طوبی خرام ما
طاووس وار طوطی جان جلوه می کند
از فر این همای که آمد به دام ما
گاهی می شبانه و گه باده صبوح
بنگر وظیفه سحر و ورد شام ما
جامی به وصف آن لب شیرین شکر شکست
خامش مباد طوطی شیرین کلام ما
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş