مهمانسجت دروع مجد فی السماء حلق الدروع و شمسها حرباء لکن لی قلب کماء غایر یشکو استمال الصخرة الصماء…
یا صفوة الرحمن شافع خلقه انی اتیتک عبدرق عانیا قد کنت مرتد افادرکنی الهدی فغدوت مرتدیا بدینک ثانیا
غض الزمان و غض عین کماله به کمال بسطته عن المستنجد ختم الخلایف فی الخلایق حسبة به خلیفة الله المطاع المهتدی
رضع الموالی غیاث الخلق طرا سیحمی الخلق عن سخط الرفیع و حق الحق لا ابغی رضاه ولو بلغ الرفیع ذری الرفیع…
امشرب الخضر ماء بغداد او نار موسی لقاء بغداد کوثرنا دجلة و جنتنا الکرخ و طوبی هواء بغداد…
یاسیف ناظرة کصبح مسفر سفر الصباح نهعم صباحا و اسفر یخفی و یبدی الصبح لونا خایلا لعذارها فخیالها المتنفر…
بی زحمت تو با تو وصالی است مرا فارغ ز تو با تو حسب حالی است مرا در پیش خیال تو خیال است تنم پیوند خیال با خیالی است مرا
ای دوست اگر صاحب فقری و فنا باید که شعورت نبود جز به خدا چون علم تو هم داخل غیر است و سویٰ باید که به علم هم نباشی دانا
درویش که اخلاق الهی دارد در ملک وجود پادشاهی دارد چون قدرت او ز ماه تا ماهی است دانستن چیزها کماهی دارد
این چرخ بدآیین نه نکو می گردد زو عمر کهن حادثه نو می گردد از چرخ مگو این همه خاکش بر سر کاین خاک نیرزد که بر او می گردد
روزی فلکم بخت اگر بازآرد یار از دل گم بوده خبر بازآرد هجران بشود آتشم از دل ببرد وصل آید و آبم به جگر بازآرد
خواهند جماعتی که تزویر کنند از حیله طریق شرع تغییر کنند تغییر قضا به هیچ رو ممکن نیست هرچند که این گروه تدبیر کنند
والا ملکی که داد سلطانی داد من دانم گفت کام خاقانی داد گفتم ملکا چه داد دل دانی داد چون عمر گذشته باز نتوانی داد
تا در لب تو شهد سخنور باشد نه شگفت اگر شهد تب آور باشد شاید که تب تو حسن پرور باشد خورشید به تب لرزه نکوتر باشد
خواهی شرفت هر دمی اعلا باشد باشد طلب فروتنی تا باشد با خاک نشینان بنشین تا گویند هر چیز سبک تر است بالا باشد
15 / 1.000+ gösteriliyor