شمارهٔ ۱۷۰
ک کوهی
0
Altın Yaprak
هستم از علم نظر دانای حق
چون بچشم حق شدم بینای حق
جسم چون داراست و جان منصور باز
زان اناالحق گفت و شد گویای حق
هر چه موجودند از بالا و پست
قطره محوند در دریای حق
معنی کفوا احد دانی که چیست
نیست جز حق هیچکس همتای حق
هم بگوش جان شنیدم صبحدم
هست کوهی جان انسان جای حق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş