بخش ۱۵ - مناجات
M
0
Altın Yaprak
ای خدای بی نظیر ایثار کن
گوش را چون حلقه دادی زین سخن
گوش ما گیر و بدان مجلس کشان
کز رحیقت می خورند آن سرخوشان
چون به ما بویی رسانیدی ازین
سر مبند آن مشک را ای رب دین
از تو نوشند ار ذکورند ار اناث
بی دریغی در عطا یا مستغاث
ای دعا ناگفته از تو مستجاب
داده دل را هر دمی صد فتح باب
چند حرفی نقش کردی از رقوم
سنگ ها از عشق آن شد هم چو موم
نون ابرو صاد چشم و جیم گوش
بر نوشتی فتنه صد عقل و هوش
زان حروفت شد خرد باریک ریس
نسخ می کن ای ادیب خوش نویس
در خور هر فکر بسته بر عدم
دم به دم نقش خیالی خوش رقم
حرف های طرفه بر لوح خیال
بر نوشته چشم و عارض خد و خال
بر عدم باشم نه بر موجود مست
زانک معشوق عدم وافی ترست
عقل را خط خوان آن اشکال کرد
تا دهد تدبیرها را زان نورد
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş