دون همتی و مذمت آن

م ملا احمد نراقی
0 Altın Yaprak
صفت پنجم دنایت همت و مذمت آن و آن عبارت است از پستی طبع و قصور همت از طلب کارهای بزرگ و امور عظیمه خطرناک و قناعت نمودن نفس به شغلهای پست و اعمال جزییه و این صفت خبیثه نتیجه کم دلی و ضعف نفس است و ضد این صفت علو همت است که عبارت است از سعی نمودن در مراتب عالیه و مناصب متعالیه و طلب کردن کارهای بزرگ و کسی که همت او عالی باشد به امور جزییه سر فرود نیاورد و به طمع منافع خسیسه دنیویه خود را نیالاید و از بیم مضرت و خطر دست از مطلوب خود باز ندارد بلکه دنیا و ما فیها در نظر او خوار و لذات جسمانیه در پیش او بی اعتبار است نه از رو آوردن دنیا به او شاد و فرحناک و نه از پشت کردنش محزون و غمناک می شود غلام همت رندان بی سر و پایم که هر دو کون نیرزد به پیششان یک کاه بلکه صاحب این صفت چون قدم در راه طلب نهاد و در صدد تحصیل مقصود بر آمد نه او را بیم جان است و نه پروای سر نه از شمشیر می ترسد و نه از خنجر و می گوید دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید و می گوید ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب تا در این وادی مرا از تن برآید جان ز لب و چون این صفت به مرتبه کمال رسید صاحب آن طالب مقصد اعلی می گردد و ایمان حقیقی از برای او هم می رسد و مشتاق مرگ می شود بلکه همچنان که در اخبار وارد شده تحفه ای بهتر از مردن در نزد او نیست و شادی ای بالاتر از مفارقت از دنیا از برای او حاصل نمی شود گاهی به زبان حال می گوید آن مرد نیم کز عدمم بیم آید کان نیمه مرا خوشتر از این نیم آید جانیست مرا به عاریت داده خدا تسلیم کنم چو وقت تسلیم آید و زمانی می گوید مرگ اگر مردست گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من از آن عمری ستانم جاودان او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ و گاهی می گوید این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش ببینم و تسلیم او کنم و این صفت نتیجه بزرگی ذات و شجاعت نفس است و بالاترین فضایل نفسانیه و اعظم مراتب انسانیت است زیرا که هر که به جایی رسید و به مراتب ارجمند سرافراز گردید به واسطه این صفت شد آری صاحب این صفت هرگز خود را به مرتبه پست راضی نمی کند و به امور جزییه دنیه سر فرود نمی آورد ز آب خرد ماهی خرد خیزد نهنگ آن به که با دریا ستیزد پس دامن طلب بر میان می زند و کمر همت می بندد تا خود را به مراتب بلند رساند و خداوند عالم در جوهر انسان و جبلت آن چنین قرار داده که به هر کاری کمر بندد و به هر امری که پیشنهاد خود سازد و در آن سعی و اجتهاد کند البته از پیش برمی دارد و به مطلوب خود می رسد به هر کار کو جست نام آوری در آن کار دادش فلک یاوری والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا یعنی هر که در راه ما جهد و سعی کرد ما راه و منزل خود را به او می نماییم من طلب شییا و جد وجد یعنی هر که در طلب چیزی برآمد و کمر اجتهاد در آن بر میان بست البته آن را می یابد و بدان که شهامت که یکی از صفات حسنه است از نتایج علو همت است و آن عبارت است از حریص بودن آدمی بر انجام رسانیدن امور عظیمه که نام او به مرور دهور در صفحه روزگار باقی بماند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.