فصل دهم - تهذیب اخلاق و ثمره آن
م ملا احمد نراقی
0
Altın Yaprak
از آنچه مذکور شد دانسته شد که فایده علم اخلاق پاک ساختن نفس است از صفات رذیله و آراستن آن به ملکات جمیله که از آن به تهذیب اخلاق تعبیر می شود
و ثمره تهذیب اخلاق رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است و باید دانست که سعادت مطلق حاصل نمی شود مگر اینکه صفحه نفس در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه معرا و به تمام اوصاف حسنه محلی باشد
و اصلاح بعضی صفات یا در بعضی اوقات اگر چه خالی از ثمر نیست ولیکن موجب سعادت ابدیه نمی شود همچنان که صحت بدن و نظام مملکت نیست مگر به دفع جمیع امراض و اصلاح جمیع طوایف و اشخاص در تمام اوقات
پس سعید مطلق کسی است که اصلاح جمیع صفات و افعال خود را بر وجهی نموده باشد که ثابت و پایدار بوده باشد از احوال و در آنها خللی را نیابد و از تبدل ازمان متغیر نشود و از شعله های مصایب و بلایا برقی به خرمن صبرش نرسد و از سیلاب محنتها و رزایا رخنه در بنیان شکرگزاریش نشود و خار و خس شبهات را به دامن اعتقادش دسترس نباشد بد کردن مردمان با او را از احسان و نیکوکاری باز ندارد و دشمنی نمودن دیگران با او در دوستی او خلل نرساند و بالجمله در پایداری و ثبوت اخلاق و قوت نفس و بزرگی ذات و حسن صفات و مرتبه ای رسد که اگر آنچه به ایوب پیغمبر رسید به او رسد تغیر در احوالش حاصل نگردد و اگر بلاهای برناس حکیم بر او نازل شود تبدل در اعمالش نشود
بلکه کسی که گوی سعادت در ربود و او را سعادت واقعی نصیب گردید چون فی الحقیقه داخل خیل مجردات می شود از عالم جسمانیات بالاتر می رود و دست تصرف افلاک به دامن او نرسد و گرد تأثیرات ثوابت و سیار بر چهره او ننشیند نه سعد فلک در او تأثیر کند و نه نحسش و نه قمرش را با او کاری باشد و نه شمسش را اهل التسبیح و التقدیس لایبالون بالتربیع و التسدیس و الانسان بعد علو النفس لا یعتنی بالسعد و النحس یعنی اهل ذکر پروردگار را از تربیع و تسدیس کواکب چه باک است و ارباب نفوس قویه را از سعد و نحس فلک چه بیم
آری دست کیوان فلک از کنگره ایوان رفعتشان دور و چراغ خورشید در کنج خلوتشان تار و بی نور و مشتری خود را شناسد و بهرام مرد میدان خود را داند و ساز و نوای زهره در محفل انسشان بی ساز و نوا و دف و بربطش در بزم عیششان خالی از صدا قلم عطارد چون به نام نامی شان رسد سر اندازد و ماه نو چون به جمالشان نگرد خود را از نظر اندازد بلکه بسا باشد که انسان در قوت نفس و تجرد به مرتبه ای رسد که تصرف در افلاک بلکه در جمیع مواد کاینات نماید چنانکه واقعه شق القمر از سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم و قصه رد شمس از سرور اوصیاء علیه السلام بر آن شهادت می دهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş