فصل - صبر در حال رفاه و نعمت
م ملا احمد نراقی
0
Altın Yaprak
بدان که همچنان که صبر در بلایا و مصیبت است همچنین رفاهیت و نعمت نیز محتاج به صبر است
و بیان این مطلب آنکه هر چه از برای بنده در دنیا حاصل می شود یا موافق خواهش و طبع او هست یا نیست بلکه کراهت از آن دارد و در حال فوز به سعادات به صبر موقوف است زیرا در حالت رفاهیت و حصول آنچه موافق خواهش است مثل صحت و وسعت اموال و رسیدن به جاه و مال و کثرت قبیله و عیال هرگاه صبر و خودداری نکند و خود را ضبط نتواند نمود از فرورفتن در آنها و مغرور شدن به آنها طاغی و یاغی می شود و سرکشی آغاز می نماید
چنانچه خدای تعالی می فرماید کلا إن الإنسان لیطغی أن رآه استغنی یعنی انسان چون خود را مستغنی دید طغیان می ورزد و از این جهت است که یکی از بزرگان دین گفته مومن بر بلا صبر می کند اما صبر نمی کند بر حال عافیت مگر بنده صدیق و از این جهت بود که چون دنیا وسعت به هم رسانید بر صحابه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و از تنگی معاش بیرون آمدند گفتند که خدا امتحان کرد ما را به رنج و محنت بر آن صبر کردیم و امتحان کرد به فتنه رفاهیت پس قدرت بر صبر آن نداریم و از این راه خدای تعالی فرمود یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و اولادکم عن ذکر الله یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید مشغول نسازد شما را مالهای شما و فرزندان شما از یاد خدا و فرمود ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم یعنی به درستی که از زنان و فرزندان شما هستند که دشمنند با شما
و معنی صبر بر متاع نیا در حال وسعت و رفاهیت آن است که به آنها مطمین نشود و خاطر جمع نگردد و بداند که آنها در نزد او به عنوان عاریه است و به زودی از او پس گرفته خواهد شد پس غرق تنعم و تلذذ نگردد و بر کسانی از مومنین که آنها را ندارند تکبر و تفاخر نکند و حقوق خدایی را از مال خود صرف نماید به مصارف آنها و حق الهی را از بدن خود بأعانت مخلوقین به جا آورد و از منصب و جاه خود به اعانت مظلومین أدا کند و همچنین در سایر نعمتهای إلهیه و سر در اینکه صبر در این حال دشوارتر است از صبر بر بلا آن است که این صبر با وجود قدرت و اختیار متحقق می شود و لیکن در بلا و مصیبت اختیاری نیست و چاره ای بجز صبر ندارد
و از این روست که گرسنگی و صبر بر گرسنگی در وقتی که طعام حاضر نباشد آسان تر است از صبر نمودن با وجود حضور طعام
و اما اموری که موافق خواهش و طبع نیست بر سه قسم است
اول اموری که به اختیار بنده و قدرت او است مثل طاعت و معصیت
اما صبر بر طاعت و عبادت از آن راه دشوار است که طبع آدمی طالب قهر و غلبه و برتری است و بندگی و ذلت بر او مشکل است و با وجود این بعضی را از جهت کسالت راغب نیست و بعضی دیگر را از راه بخل بر او گران است و بعضی به هر دو جهت
پس هیچ عبادتی خالی از راه مشقتی نیست و از این جهت محتاج به صبر است و با وجود این صحت عبادت توقف دارد بر حالاتی چند که به آن سبب صعوبت و گرانی او بیشتر می شود زیرا پیش از عمل باید سعی نماید در خالص ساختن نیت خود از برای خدا و دور کردن آن از شوایب ریا در حال اشتغال به عمل و باید جهد بلیغ به جا آورد در اینکه از یاد خدا غافل نشود و حضور قلب را از دست ندهد و به وظایف و آداب آن اخلال ننماید
و بعد از آن باید متوجه خود باشد که عجب به او راه نیابد و به جهت خودنمایی در مقام اظهار آن برنیاید و عمل خود را باطل نگرداند
و اما صبر بر معصیت از آن راه صعوبت دارد که جمیع آنها از چیزهایی است که نفس به آنها خواهش دارد و راغب به آنها است و از این جهت است که صبر نمودن از معصیتهای که آدمی به آنها معتاد شده و الفت گرفته مشکل تر است و الفت و عادت با خواهش نفس ضم شده در این وقت دو لشگر از لشگرهای شیطان پشت به یکدیگر می دهند و به این جهت غلبه بر ایشان مشکل می گردد
و هر معصیتی که ارتکاب آن آسان تر است صبر از آن و ترک نمودن آن دشوارتر و به این جهت ترک معاصی زبان چون دروغ و غیبت و هرزه گویی بسیار مشکل است بلکه صبر از آن را از همه معاصی شدیدتر شمرده اند و به این جهت تأکید تمام وارد شده که هر کسی باید سعی کند در حفظ زبان خود و هر سخنی که خواهد بگوید ابتدا در آن تأمل بکند تا مشتمل بر معصیتی نباشد و چون در آن معصیتی بیند زبان خود را از آن نگاهدارد و اگر زبان او به اطاعت او نباشد عزلت اختیار کند و از تکلم با مردمان کناره گیرد تا زبان او به اطاعت او درآید و چون معصیت دل به فکرهای فاسده و وساوس بیهوده باطله بسیار از زبان آسان تر است زیرا آن احتیاج به دیگری ندارد و به این جهت ترک آن و صبر نمودن از آن در غایت اشکال است
حتی اینکه بعضی گفته اند که ترک آن مقدور نیست مگر از برای کسی که همه فکرهای آن یک فکر گردد و دل او را فکر خدا چنان فرو گیرد که دیگر به هیچ یادی نپردازد
و بیشتر فکرهای آدمی یا در امری است که گذشته است و دسترسی به آن نیست یا در امری است که آینده است و نمی داند چه خواهد شد و هر کدام که باشد فکر باطل و تضییع روزگار است زیرا مایه تحصیل سعادت و کمال دل است پس هرگاه لحظه ای دل غافل شود از یاد خدا و فکر در معارف إلهیه آدمی مغبون و محروم است
دوم در اموری که حصول آنها مقدور آدمی نیست و لیکن قدرت بر مکافات آن دارد مثل اذیتی که از دیگری به او برسد و مکروهی از آن نسبت به او صادر شود زیرا آن اذیت به اختیار خود به او نرسیده ولیکن قدرت بر مکافات و انتقام از اذیت رساننده دارد و صبر بر این آن است که ترک مکافات کند و از انتقام او درگذرد و این از مراتب عالیه صبر است و از این جهت خدای تعالی به پیغمبر خود خطاب فرمود که فاصبر کما صبر أولوا العزم من الرسل یعنی صبر کن همچنان که پیغمبران اولوالعزم صبر کردند و فرمود فاصبر علی ما یقولون یعنی صبر کن بر آنچه می گویند و فرمود و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم و لین صبرتم لهو خیر للصابرین خلاصه معنی آنکه اگر انتقام کشید و عقاب کنید مثل آنچه به شما کرده اند به جا آورید و اگر صبر کنید و از انتقام بگذرید آن از برای اهل صبر بهتر است و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که تو صله به جا آور نسبت به کسی که از تو قطع کند و عطا کن به کسی که تو را محروم می سازد و عفو کن از کسی که تو را ظلم می کند مروی است که روزی حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم غنیمتی را میان اصحاب خود قسمت می فرمود یکی از اعراب به مسلمین گفت که در این قسمت خدا را ملاحظه نکرد و چون این سخن به سمع همایون سید رسل صلی الله علیه و آله و سلم رسید گونه های مبارک او سرخ شد پس فرمود خدا رحمت کند برادرم موسی را که بیش از این اذیت به او رسانیدند و او صبر کرد
سوم در اموری که مطلقا اختیاری و قدرتی در آنها از برای بنده نیست مانند بلاها و مصایب دنیویه و حوادث دهریه و صبر بر آنها بسیار شدید و گران و تحمل آنها صعوبت بی پایان دارد و کسی را مرتبه صبر بر آنها حاصل نمی شود مگر اینکه سرمایه صدیقین و مقربین با او باشد و رسیدن به آن موقوف بر معرفت کامل و یقین تام است
و از این جهت سید رسل صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که خداوندا سوال می کنم از تو یقینی را که بر من سهل و آسان کند جمیع مصیبتهای دنیویه را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş