غزل شمارهٔ ۲۰
ر رضیالدین آرتیمانی
0
Altın Yaprak
کنم از شام تا سحر فریاد
کس بدادم نمیرسد صد داد
گه ز نازم کشد گه از غمزه
هر زمان شیوه ای کند بنیاد
میکشد لطفش آه ازین جادو
میبرد دستش آه ازین جلاد
همه دیوانه پیش او عاقل
همه شاگرد پیش او استاد
سر عشق ار چه گفتنی نبود
گفتم این رمز هر چه بادا باد
اینت از عادت مسلمانی
روزی هیچ کافری مکناد
هجر بس نیست وصل غیرم کشت
رضیا مرگ تو مبارک باد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş