غزل شمارهٔ ۷۲
ر رضیالدین آرتیمانی
0
Altın Yaprak
مه نامهربانم بی گنه دامن کشید از من
چه بد کردم چه بد رفتم چه بد گفتم چه دید از من
سخن میرفت از بیگانگان از خویشتن رفتم
باین ترتیب درس آشنایی را شنید از من
بخود بیگانه تر امروز دیدم آن ستمگر را
مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من
رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتم
که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş