بخش ۱۹ - مثل
С Саади
0
Altın Yaprak
پلیدی کند گربه بر جای پاک
چو زشتش نماید بپوشد به خاک
تو آزادی از ناپسندیده ها
نترسی که بر وی فتد دیده ها
براندیش از آن بنده پرگناه
که از خواجه مخفی شود چند گاه
اگر برنگردد به صدق و نیاز
به زنجیر و بندش بیارند باز
به کین آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
کنون کرد باید عمل را حساب
نه وقتی که منشور گردد کتاب
کسی گرچه بد کرد هم بد نکرد
که پیش از قیامت غم خود بخورد
گر آیینه از آه گردد سیاه
شود روشن آیینه دل به آه
بترس از گناهان خویش این نفس
که روز قیامت نترسی ز کس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş