حکایت شمارهٔ ۱۲
С Саади
0
Altın Yaprak
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت ها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری
ظالمی را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş