حکایت شمارهٔ ۲۴
С Саади
0
Altın Yaprak
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است
گفتا به صلاحش خجل کن
تو نیکو روش باش تا بدسگال
به نقص تو گفتن نیابد مجال
چو آهنگ بربط بود مستقیم
کی از دست مطرب خورد گوشمال
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş