حکایت شمارهٔ ۲۶
С Саади
0
Altın Yaprak
دزدی گدایی را گفت شرم نداری که دست از برای جوی سیم پیش هر لییم دراز می کنی
گفت
دست دراز از پی یک حبه سیم
به که ببرند به دانگی و نیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş