حکایت شمارهٔ ۳۷
С Саади
0
Altın Yaprak
کسی مژده پیش انوشیروان عادل آورد گفت شنیدم که فلان دشمن تو را خدای عز و جل برداشت
گفت هیچ شنیدی که مرا بگذاشت
اگر بمرد عدو جای شادمانی نیست
که زندگانی ما نیز جاودانی نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş