شمارهٔ ۲
С Саади
0
Altın Yaprak
گیسوی عنبرینه گردن تمام بود
دلبند مشک بوی چه محتاج لادن است
امشب نه وقت بوی نگار است و رنگ عشق
هنگام عیش و خنده و بازی و گادن است
بر نه حکایت سر دوران روزگار
ای ماه مهربان که گه برنهادن است
آخر زکوة ریع جوانی نمی دهی
درویش مستحق تو را وقت دادن است
ای فتنه زمانه دمی پیش ما بخفت
وی کیر خفته وقت به پا ایستادن است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş