شمارهٔ ۲۳
С Саади
0
Altın Yaprak
این دغل دوستان که می بینی
مگسان اند دور شیرینی
تا حطامی که هست می نوشند
همچو زنبور بر تو می جوشند
باز وقتی که ده خراب شود
کیسه چون کاسه رباب شود
ترک صحبت کنند و دلداری
معرفت خود نبود پنداری
بار دیگر که بخت باز آید
کامرانی ز در فراز آید
دوغبایی بپز که از چپ و راست
در وی افتند چون مگس در ماست
راست خواهی سگان بازارند
کاستخوان از تو دوستر دارند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş