از حباب آموز همت را که با صد احتیاج خالی از دریا برون آرد سبوی خویش را
منت ایزد را که با اقبال و دولت همعنان روی در برج شرف آورد خورشید جهان سایه حق بر سر اهل صفاهان سایه کرد نوبهار لطف ایزد کرد عالم را جوان…
منت ایزد را که از لطف خدای مستعان عالم افسرده شد از باد نوروزی جوان روی در برج شرف آورد خورشید منیر حوت از بهر بشارت گشت سر تا پا زبان…
صبح ظفر ز مطلع دولت شد آشکار طی شد بساط ظلمت ازین نیلگون حصار تشریف نور داد به ذرات کاینات چون آفتاب اختر اقبال شهریار…
شکر کز اقبال روزافزون شاه تاجدار آفتاب فتح طالع شد ز برج قندهار مظهر صاحبقرانی شاه عباس دوم در جهاد اکبر از فرماندهان شد کامکار…
چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد که از خاور زمین صاحبقران کامکار آمد به آیینی که در برج شرف خورشید باز آید به دارالملک خود آن پادشاه تاجدار آمد…
بس که شد تفسیده عالم از فروغ آفتاب چون پر پروانه می سوزد کتان در ماهتاب در هوای تابه نعل ماهیان در آتش است بس که از تأثیر گرما آتشین گردید آب…
ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین مغز خاک از نکهت مشکین لباست خوشه چین موجه ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم رشته ای از تار و پود جامه ات حبل المتین…
برازنده تاج و تخت و کلاه خدیو جوان بخت عباس شاه چو بر تخت فرمانروایی نشست به نظم ممالک برآورد دست…
خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست آسمان با این جلالت گوی چوگان قضاست پرده خارست اگر دارد گلی این بوستان نوش این غمخانه را چاشنی زهر فناست…
منت خدای را که سلیمان روزگار آمد به تخت سلطنت از سیر و از شکار زین ابر رحمتی که ز مازندران رسید سرسبز شد جهان و جوان گشت روزگار…
دگربار از جلوس شاه دوران دو چندان شد نشاط اهل ایران نشست از نو خدیو هفت اقلیم مربع بر سریر چار ارکان…
اصفهان شد غیرت افزای بهشت جاودان زین بنای تازه سلطان سلیمان زمان صاحب اقبالی که گر بر خاک اندازد نظر پایه قدرش ز رفعت بگذرد از آسمان…
چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود خضر و آب زندگانی ما و آب زنده رود نیست آب زندگی را حسن آب زنده رود صد پری در شیشه دارد هر حباب زنده رود…
شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود طاق ابرویی چنین می خواست آب زنده رود شد چو نقش ثانی این پل دلپذیر و پایدار نقش اول بود اگر آن پل بر آب زنده رود…
15 / 86 gösteriliyor