۱- آیات ۱ تا ۴

S Safi
0 Золотой лист
بسم االله الرحمن الرحیم سبح للٰه مٰا فی السمٰاوٰات و مٰا فی الأرض و هو العزیز الحکیم ۱ یٰا أیها الذین آمنوا لم تقولون مٰا لاٰ تفعلون ۲ کبر مقتا عند اللٰه أن تقولوا مٰا لاٰ تفعلون ۳ إن اللٰه یحب الذین یقٰاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیٰان مرصوص ۴ بنام خداوند بخشاینده مهربان تسبیح کرد مر خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و اوست عزیز حکیم ۱ ای آن کسانی که ایمان آوردید چرا می گویید آنچه را که نمی کنید ۲ بزرگ آمد دشمنی کردن نزد خدا که گویید آنچه را نه نمی کنید ۳ بدرستی که خدا دوست می دارد آنان که کارزار کنند در راهش صف زده گویا که ایشانند بنایی استوار ساخته شده ۴ یاد از حق کرد بر پاکی یقین آنچه هست اندر سماوات و زمین غالب است او آن چنان در حکم بس که نگردد هیچ مغلوب او ز کس هم حکیم آنسان به هر حکم و عمل که در احکامش نیابد ره خلل با پیمبر مؤمنان گفتند ما مال و جان سازیم در راهت فدا در احد کردند چون مردم فرار گشت احمد ص اندر آنجا خوار و زار آمد آیت کای گروه مؤمنان از چه می گویید حرفی از زبان آنچه را که ناورید اندر عمل نزد حق باشد بزرگ از خشم بل آنکه گویید آنچه نی خواهید کرد این بسی باشد عجب از گفت مرد کشت یا در بدر مردی را صهیب کز نبی ص وز مؤمنان می گفت عیب گفت پیغمبر که کشت این بی فروغ گفت مردی من بکشتم از دروغ گفت فاروق این بود قولش گزاف بلکه کشت او را صهیب اندر مصاف بود حاضر خود صهیب اما خموش تا نباشد خودنما و دین فروش گفت احمد ص چون نگویی خود سخن گفت من کشتم ز بهر ذوالمنن نی که گویندم ثناء اندر قبول آمد این آیت از آن رو بر رسول حاصل آنکه آنچه گوید مرد هوش باید آرد در عمل بی لاف و جوش بازوی بگشاده را اندر مصاف بسته می باشد زبان کذب و لاف دوست می دارد مجاهد را خدا بسته صف در پیش اعداء جا به جا تا کنند اند ر ره او کارزار چون بناها هشته ز ارزیز استوار آنچه زین آیت عیان و منجلی است از خدا روی مخاطب با علی است کو چو استادی به صف کارزار بود گفتی کوه آهن در قرار روز میدان بود گفتی در حساب پیش او دریای لشکر با ذباب زیر نعلش روی گردون گرد بود رنگ مردان در نبردش زرد بود رو نکرد الا که تنها در نبرد زآنکه در میدان گیتی بود فرد ای علی مرتضیع روحی فداک قلب ما هم کن ز هر اندیشه پاک در نبرد نفس تا یکدل شویم از دمت حلال این مشکل شویم آنکه از یمن تو صاحب دم شود شاید ار رویین تن و رستم شود آنچه با ما کرد نفس دون ستیز همتی کن در غزا خونش بریز از نخست آن کس که حیدر دوده است در نبرد خصم ثابت بوده است

Добавить перевод этого стихотворения ·

Оцените стихотворение

Пока без оценок

Коснитесь звезды, чтобы оценить от 1 до 10

Комментарии

Чтобы комментировать, нужно войти.

Войти

К этому стихотворению ещё нет комментариев. Будьте первым.

Мы используем файлы cookie, чтобы читать было удобнее. Ваши данные обрабатываются по GDPR и турецкому закону о защите данных; какие cookie разрешать, можно изменить когда угодно.