۱- آیات ۱ تا ۵
S Safi
0
Altın Yaprak
بسم االله الرحمن الرحیم
إنٰا أنزلنٰاه فی لیلة القدر ۱ و مٰا أدرٰاک مٰا لیلة القدر ۲ لیلة القدر خیر من ألف شهر ۳ تنزل الملاٰیکة و الروح فیهٰا بإذن ربهم من کل أمر ۴ سلاٰم هی حتٰی مطلع الفجر ۵
بنام خدای بخشایندۀ مهربان
بدرستی که ما فرستادیمش در شب قدر ۱ و چه چیز دانا کردت که چیست شب قدر ۲ شب قدر بهتر است از هزار ماه ۳ نازل می شوند فرشتگان و روح در آن باذن پروردگارشان از هر امری ۴ سلامتست آن تا وقت طلوع صبح ۵
عابدی بود اندر اسراییلیان
نام او شمسون بسی روشن روان
کرده بد هشتاد سال او خود جهاد
با عدوی دین حق با اجتهاد
با صحابه گفت حالش را رسول
بس شدند از استماع آن ملول
که بود ما را چنین طاعت کجا
با حیات و عمر کوتاه از قضا
آمد اینکه ما فرستادیم چند
در شب قدر این کتاب ارجمند
یعنی آن از لوح محفوظ مبین
در سماء دنیوی آمد چنین
پس ورا روح الامین در بیست سال
در جهان آورد ز امر ذوالجلال
چه تو را دانا نمود از لیل قدر
با چنان قدر و شرف وآن شرح صدر
از هزاران ماه آن شب بهتر است
اهل طاعت را که طاعت درخور است
بر زمین نازل شوند افرشتگان
با امین وحی جبریل اندر آن
ز امر حق از بهر هر کاری که هست
کرده حق تقدیر آن در فوق و پست
تا طلوع فجر در آن شب تمام
می نباشد جز سلامت جز سلام
نزد تحقیق از کمال سرمدی
لیلة القدر است بنیۀ احمدی
حال کون احتجابش بالعهود
بر مقام قلب از بعد شهود
زآنکه ممکن نیست آن انزال خاص
جز که در این بینه در حال خاص
نیست ظاهر قدر آن بر هیچ کس
خود شناسد قدر آن احوال و بس
جذبه
جمله اشیاء را در آن حال و صفت
می بباید از حقایق معرفت
چیست دانی لیلة القدر ای عیار
گر شنیدستی نسیم کوی یار
شرح آن حال ار نمایم هیچ من
منقلب گردم بمانم از سخن
خاصه کز یار عزیز آید پیام
که امشبت من میهمانم در مقام
خانه را خالی کن از بیگانه تو
منتظر بنشین به باب خانه تو
با تو من گویم چه زین حال عجب
که فراوان دیده ام این روز و شب
خانه از غیر ار کنی خالی تمام
آید آن مهمان غیبت لاکلام
چونکه آمد کار بر دلخواه توست
طالع از برج حقیقت ماه توست
قوه های عقلی و روحی تمام
تا به صبحت در درودند و سلام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş